بایگانی برای دسته « کتاب »

جوانان مشتاق مطالعه

پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

چند روز پیش از طریق بچه های گودر مطلع شدم که سایت گودریدز را خدا آزاد کرده ! در این راستا تا قبل از اسارت دوباره این سایت به سرعت شتافتم و در این سایت عضو شدم و تا همین حالا هم داره کم کم یادم میاد که چه کتاب هائی خوندم و بهش اضافه میکنم.

نکته جالب سایت گودریدز وقتی شروع شد که اینجانب تصمیم گرفتم که دوستان موجود در اکانت گوگلم رو به این سایت دعوت کنم و یا اگر عضو هستند در این سایت فرند بشویم ! این شد که با کله و تمام میل رفته و پسوردم را وارد کردم و گوگل حدود چند صد نفر را نشان داد و گفت اینها دوستاتن و دعوتشون کن.خب طبیعیه که من هم که نرفتم کف دستم رو برای دعوت نامه فرستادن به تک تک این افراد بو کنم و اوکی را زدم و یک نامه فارسی نوشتم بدین مضمون که : سلام دوست عزیز ، ما در سایت های دیگر با هم دوست هستیم و خوشحال میشم که اینجا هم با هم دوست باشیم. یعنی بعد از این حرکت غیر حساب شده ، زندگی آنلاین من دست خوش تغییراتی شده.

گوگل محترم هر بنی بشری که یک بار به بنده ایمیل زده و من به ایشان ایمیل زدم یا مثلا توی گودرم هست و یا هر سوراخ دیگر در اینترنت را کانتکت من حساب کرده و این نامه ی فدایت شوم را برایش فرستاده و از آن روز من شاهد سیل خروشان جوانان مشتاق مطالعه هستم که مراتب علاقه و شماره تلفنشان را به بنده ابراز می دارند.

صفحه من در سایت گودریدز

پ.ن.در یک اقدام فرهنگی دوستان ادب دوست و با ادب را به کامنت دونی گوگل واقع در سمت چپ وبلاگ دوشیزه شین جهت مسابقه مشاعره دعوت میکنم.اینطور که یک بیت شعر نوشته میشود به صورت:

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

حتما هم بین دو مصرع علامت / قرار داده شود.

قوانین مسابقه:

شعر باید شعر باشد ، شعر نو و شعر ترانه ها مورد قبول نیست.مثلا شعر :

غریبه آشنا دوستت دارم بیا   مورد قبول نیست.

هیچ کس نمیتواند جواب شعر خودش را بدهد و حتما باید یک شخص دیگر ادامه شعر را که با حرف آخر شعر قبلی شروع شده را بنویسد تا بشود جواب داد.

بدیهی است در پایان به شخصی که بیشترین فعالیت را داشته باشد جایزه ارزنده ای اهدا خواهد شد.

کتاب میرا

چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹

این روز ها اصلا حوصله درس خواندن ندارم عوضش حسابی حوصله کتاب خواندن دارم.بعد از ظهر و آخر شب ها به کتاب خواندن میگذرد.

بلاخره توانستم رمان تلخ “میرا” را تمام کنم.نویسنده این کریستوفر فرانک است و توسط خانم لیلی گلستان به فارسی ترجمه شده.سایت کتابناک درباره این کتاب اینطور نوشته:

راوی داستان میرا «Mortelle» خصوصیات و ویژگی زندگی‌اش و انسان‌هایی را بیان می‌کند که توسط دولت اصلاح شده‌اند. آن‌گاه که اصلاح شوی، «به تو یاد خواهند داد که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی، یاد خواهند داد که مثل بدبخت‌ها به دیوار بچسبی، یاد خواهند داد که به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی. یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند، بخواهی قبولت داشته باشند، بخواهی شریکت باشند. مجبورت خواهند کرد که با دخترها بخوابی، با چاق‌ها، با لاغرها، با جوان‌ها، با پیرها. همه چیز را در سرت به هم می‌ریزند، برای اینکه مشمئز شوی، مخصوصاً برای اینکه از امیال شخصی‌ات بترسی، برای این‌که از چیزهای مورد علاقه‌ات استفراغت بگیرد.

راستش را بخواهید خواندن این کتاب برای من دشوار بود چرا که صحنه های تلخش روحیه شکننده ام را خراش میداد.توصیف فضای تلخ حاکم بر داستان ، توصیف شکنجه ها  و در آخر دستگیری و اصلاح آدم ها از قسمت های تلخ این کتاب است.در کل در این کتاب جامعه ای را توصیف کرده که ارزش های فعلی جامعه بشری در آن به ضد ارزش تبدیل شده.در این جامعه هیچ کس نمیتواند با دیگران رقابت کند و پیروز شود.شاگر ممتاز شدن یک جرم محسوب میشود.وفادار بودن به زوج و همسر یک گناه است و هر کس باید لاقید و بی بند و بار باشد.راستی این کتاب چیزی شبیهه به کتاب ۱۹۸۴ جورج اوول است.

صفحه دانلود این کتاب : دانلود

دانلود کتاب آموزش وردپرس

یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸

همه ما میدانیم که سیستم وبلاگ دهی وردپرس از بهترین سیستم های وبلاگ دهی در دنیا است.سیستمی با امکانات زیاد خود کاربر را از استفاده از سایر ابزار ها در اینترنت بی نیاز میکند.بی نظیر بودن سیستم وردپرس از یک طرف و عدم امنیت و بی کیفیت بودن سیستم های وبلاگ دهی داخلی و حذف وبلاگ کاربران به دلایل سلیقه ای باعث میشود که هر شخصی دوستان هموطن را به سیستم وبلاگ دهی وردپرس دعوت کند.اما مشکل بزرگ سر این راه معمولا سردگمی دوستان استفاده کننده از سیستم های ساده وطنی هنگام مواجه شدن با داشبورد وردپرس است.در این راستا تلاش کردم کتاب الکترونیک آموزش وردپرس را به زبان ساده تهیه کنم تا همه علاقمندان به استفاده از سیستم های آزاد و پر امکانات بتوانند از شروع وبلاگ نویسی در سیستم وردپرس لذت ببرند.در پایان از دوستان خواهش میکنم با به اشتراک گذاری این کتاب مرا در رسیدن به هدفم یاری رسانند.

http://shadiha.files.wordpress.com/2010/03/wordpress.jpg

لینک دانلود

عزیزدل کتاب خوان میشود

شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸

مدت مدیدی بود که درباره عزیزدل ننوشته بودم و این امر یقینا قلب طرفداران ایشان را آزرده بود.عرض کنم که از اونجائی که همه چیز به همه چیز میاد کتاب خوندن عزیزدل هم مشخصا به شخصیتش میاد.

یک روز تحت تاثیر اراذل و اوباش آمد گفت من فلان کتاب را میخواهم.سر راهت از دانشگاه برایم بخر بیار ! ما هم گشتیم و نبود.بعد مادر که آن هفته آمد عزیزدل ۱۲ هزار تومان ! بابت خرید کتاب از مادر گرفتن.فکر میکنید کتاب رو خریدن؟ زهی خیال باطل.رفته بوده بوک سیتی نیاوران اما نداشتن.بعد یک مدت اومد به من گیر داد که برو از اینترنت برام دانلود کن این کتاب رو ! توی اینترنت هم اثری ازش نبود.آخر سر هم عین بچه آدم رفت کتاب رو از اراذل قرض گرفت الانم داره میخونه و کلا اگر فکر میکنید این ماجرا ها برای این بوده که ما رو اذیت کنه دقیقا درست فکر میکنید.بعله.اینست عزیزدل

پ.ن.کتابی که عزیزدل میخواست کتاب “سفر به دشت ستارگان” اثر پائولو کوئلیو بود.

دانلود کلیپ صحبت کردن گربه

دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸

همونطور که قول داده بودم ویدیو صحبت کردم گربه ها رو که از یوتوب گرفته بودم به فرمت ۳gp تبدیل کرده و آپلود کردم.تا داغه دانلود کنید.   حجم: ۳٫۸۳  مگابایت
http://musikan.files.wordpress.com/2009/07/download-icon-taktemp-4.gif

اینهم یک کتاب جاوا برای موبایل که حاوی آرشیو وبلاگ قبلی دوشیزه شین هست.همون وبلاگی که پاک شد.فقط بعضی نوشته ها که مورد توجه بودند رو در کتاب قرار دادم.گفتم شاید برای بعضی دوستان تجدید خاطره باشه.   حجم: ۹۰  کیلو بایتhttp://musikan.files.wordpress.com/2009/07/download-icon-taktemp-4.gif

جرات فرهنگی ادبی

چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۸۸

تا به حال شده وقتی نتیجه امتحانی که از موفقیت در آن مطمئن نیستی رو با ترس و لرز نگاه کنی و یا حتی دوست داشته باشی که یکی دیگه به جای تو اون رو نگاه کنه؟ حس کردی استرس اون لحظه رو؟ من الان یک چنین حالتی دارم.رفته ام یک کتاب خریده ام ، کتابی که خیلی وقت بود آرزوی خواندنش را داشتم و باید بگم که الان نه تنها جرات خواندش را ندارم بلکه حتی از خواندش ترس هم دارم.ترس از اینکه مطالب این کتاب قبلا به تاراج رفته باشه و بار ها خوانده باشم و با کتابی سلاخی شده و بیات روبرو بشم.

پ.ن.دیروز به همراه عزیزدل رفتیم خیابون نادری(جمهوری) و برای عزیزدل یک عدد گوشی w995 خریداری کردیم به همراه یک کاپشن زیبا.راستش را بخواهید سلیقه انتخاب لباس مردانه و پسرانه من خیلی بهتر از لباس دخترانه و زنانه هست.عزیز دل خیلی شیک شد دیروز ، حیف که شبش دوباره رفت پیش اون اراذل بی همه چیز فلان بهمان شده.

شهر باریک

سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸

بی کتابی ادم رو به پوکی روحی میرسونه.خدا روح هیچ کی رو پوک نکنه. برای دانلود کتاب شهر باریک آیدا که در ایران نایاب است به این آدرس مراجعه کنید:  http://piaderou.com/?p=38

پ.ن.ببخشید دیگه باکس لینک گذاشتن ادیتور وبلاگم باز نمیشه.سرعتم هم خوبه سلام میرسونه اما این باکس باز نمیشه.راهی برای درست کردنش هست؟

بیا کتابِت ببینُم

یکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸

الان تنها کاری که دلم میخواد انجام بدم اینه که یک کتاب بگیرم دستم و بخونم و بخونم و بخونم.اینقدر بخونم تا وقتی سرم رو بلند میکنم و ساعت رو نگاه میکنم متعجب بشم.دوست دارم یک کتاب رمان باشه.عامه پسند نباشه تلخ باشه ، جذاب ، از اون کتاب ها که اگر لباس بود و میپوشیدیش به خودت میگفتی اوه انگار اینو برای من دوختند.کتابی قبای تن ذهنم.

تا به حال فکر کردید که میشه آدم ها رو با نگاهی سطحی به کتاب خونه شون شناسائی کرد؟ کتابخونه یعضی ها مرتب فزونی فرهنگی پیدا میکنه ( آپگرید میشه) مال بعضی ها هم مثل یک مردابه ، همیشه ساکن یکنواخت و کسالت آور.

جدیدا کتاب های زیادی خوندم ولی خب هیچ کدومشون شاهکار نبودن.از خوندن هیچ کدوم احساس رضایت نمیکنم.هیچ کدوم رو با ولع نخوندم بلکه فقط خونونم که حوصله ام سر نره.مثل کسی که غذاهائی که باب میلش نیست رو میخوره تا زنده بمونه.

کوری اثر خوزه ساراماگو

یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۸

کتاب کوری را پارسال تابستان دانلود کرده بودم و تا همین چند روز پیش به سراغش نرفته بودم.کتابی که از روش فیلم ساخته شده.کتابی متفاوت.البته باید اعتراف کنم که بار اولی که چند صفحه اولش را خواندم اصلا جذبم نکرد.همان جائی که مردی که اول کور شد کور میشود من کتاب را بستم ! حسم میگفت این از آن رمان های تلخ است که روحیه ویرانم را ویران تر میکند.اما قضاوتم درست نبود.کوری یک رمان استثنائی بود.رمانی که من رو به شدت به فکر وا داشت.البته افکاری که قبلا هم در قالب های متفاوت داشتم.در قالب مذهب در قالب اخلاق در قالب جهان بینی در قالب روانشناسی در قالب جامعه شناسی.اما گاهی دیدن همه افکار قدیمی در یک قالب نو و بدیل تاثیر اونها رو بیشتر میکنه.مثلا همه ما میدونیم که جامعه ۱۰۰ % اخلاقی نیست اما از نگاه نویسنده کوری به دید تازه تری میرسیم.

یه لحظه با خودتون تصور کنید که از فردا به جای اینکه آنفولانزای خوکی شیوع پیدا کنه یکهو کوری (کور شدن) شیوع پیدا کنه و همه مردم تا دونه آخرشون کور بشن.حالا تصور کنید این وضعیت رو.اگر این سوژه براتون جذابه بخونید کتاب کوری رو.

صفحه دانلود رمان کوری در سایت گرداب

پ.ن.این روز ها یک حس عجیبی دارم.بد جوری بهم ثابت شده که هیچ چیز پایدار و ماندنی نیست.نه هیچ وبلاگی نه هیچ آدمی و نه هیچ کره خاکی ای.

پ.ن.۲٫دوستان کپی کردن این قسمت و قرار دادنش توی وبلاگتون باعث تسلای یک داغ وبلاگ دیده میشه.دریغ نفرمائید : “وبلاگ دوشیزه شین به آدرس جدید منتقل شد shinkhin2.wordpress.com “