واگذاری گربه خوشگل
یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹به دلیل ناسازگاری کیارش و کیت کت مجبور به واگذاری کیارش هستم.
کیارش گربه نر حدود دو ساله ، خانگی ، بسیار تمیز ، درمان انگلی شده ، آرام و مهربان و باهوش،بسیار تمیزه و از دستشوئی ایرانی استفاده میکنه.
عکس هاش رو قرار میدم.اگر تمایل به نگهداری از کیارش رو دارید اینجا پیام بگذارید.یا به من ایمیل بفرستید.اینم عکس های این گربه خوشگل:
پشت نقاب
سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹بعضی از آدم ها اینقدر دوست داشتنی اند که حتی اگر بهت فحش بدن هم دوستشون داری و دلت براشون غش میره ، بعضی از آدم ها همیشه لبخند به لب دارند قربون صدقه ات میرن ولی با هر برخوردشون دلت رو میشکنن.همه اینها این رو میرسونه که دل آدم منظور پشت افکار دیگران رو حس میکنه، هر چند که رفتارش متفاوت باشه ، دل آدم گول نمیخوره
ستر قناعت بروی خویش فروهل
دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹قدیم تر ها همیشه به یکی دو نفر طوری نزدیک میشدم که تا اتفاق ناگواری برایم رخ داد که از حد تحملم بیشتر بود، بتوانم سریع گوشی تلفن را بردارم و عریضه ی ناراحتی ام را تند تند به اون شخص به احتمال زیاد نگون بخت که از بد روزگار دوست من شده بود بگویم و تا حدودی خالی شوم.
این ماجرا ادامه داشت تا روزی که دو تا جمله را خواندم ، جمله اول میگفت:
نشان دادن درد و ناراحتی تان به دیگران باعث خار و حقیر شدنتان میشود
جمله دوم میگفت:
هیچ وقت ناراحتی خود را بر زبان نیاورید ، چرا که برای ۹۵ افراد ناراحتی شما هیچ اهمیتی ندارد و آن ۵ درصد باقیمانده از ناراحتی شما خوشحال هم میشوند.
داشتم میگفتم ، تا اینکه دو جمله بالا را خوندم و بعد از آن سعی کردم روی رفتارم کنترل بیشتری داشته باشم و کمتر ناراحتی ام را بروز دهم (البته به استثنای پزشک) و اعتراف میکنم که این کار مانند جان کندن سخت است.حتی مدتی خودم را گول زدم و وبلاگی ساختم و در آن فراوان درد و دل تحویل خوانندگانم دادم ولی خب آن هم موقتی بود و سرانجام این کار را تا حدود ۷۰ درصد کنار گذاشتم.هنوز هم میگم که راه درازی در پیش دارم.
آغاز راه کمال جائیه که بفهمیم چقدر ناقص هستیم.بزرگ ترین کشف ما اینه که بفهمیم برای کاری جز اصلاح خودمون روی زمین نیومدیم.اگر آدم و حوا موجودات کاملی بودند هیچ وقت روی زمین فرستاده نمیشدند.
کیتی دات آی آر
پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹سلام
مدت ها بود به تاسیس یک وبلاگ عکس گربه فکر میکردم.و امروز موفق شدم کار راه اندازیش رو تمام کنم.خب نظرتون چیه؟

kitty.ir
رنگ به رنگ
دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۹حوالی ظهر برای گرفتن ساعت تعمیر شده به ساعت فروشی رفته بودم.وقتی قیمت دستمزد را پرسیدم و پول هایم را شمردم تصمیم گرفتم که مبلغ را با کارت پرداخت کنم.پسر که به جای پدرش صبح ها مغازه را می چرخاند گفت که دستگاهشان خراب است و یک وقت دیگر مبلغ را حساب کنم.
در همان حال صاحب موبایل فروشی روبرو هم وارد مغازه شد.یادم آمد که پارسال که گوشی نو ای که برای تعمیر به وی سپرده بودیم را دزدیده بود و زیر همه چیز زده بود.از تصور ناراحتی مادرم برای دزده شدن گوشی اش از طرف مغازه ای که به آن اعتماد کرده و فحاشی های مرد صاحب مغازه دوباره همان حس ناراحتی پارسال به من دست داد.
دنیا پر از آدم ها متفاوت است.پر از رفتار های ضد و نقیضی که سر در گمت میکند که به چه کسی اعتماد کنی و به چه کسی نه
جواب
دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۹وقتی کلمه جواب رو میشنوین به یاد چی می افتین؟ به یاد جواب دادن؟ به یاد امتحان ؟ به یاد سوال؟ راستش دیروز یک چیزی شنیدم که بار مهنائی این کلمه رو برام گشاد تر! کرد.بعله، صاحب خانه محترم ما رو جواب کرد.و ما باید تا خرداد ماه این خانه را تخلیه کنیم.
صرف نظر از این موضوع که پول ما برای اجاره خانه در حد خنده هست و هیچ سوراخ موشی رو دیگه نمیتونیم با این پول اجاره کنیم و از این بابت ناراحتیم باید بگم که به نظر من رفتن از این خونه یک اتفاق خوب هست.جدی میگم.خواننده های قدیمی من میدونن که من چقدر از این خونه متنفر هستم.از خونه ای که آفتاب گرما بخش نداره و تمام روز مثل قبر دلگیر و تاریکه و پنجره های شمالی اش رو به خیابانی باز میشه که دقیقا آن طرف خیابان کوه تراشیده شده قرار داره.
گزینه های احتمالی پیش روی ما اینها هستن: ۱-چادر زدن کنار خیابان ۲-سرایدار شدن ۳-مهاجرت از تهران به یک روستای ارزان قیمت خلاصه هر چی باشه هر چی نباشه از این خونه بهتره، الانم از این وضع یک جور هائی ته دلم خوشحالم
خلاصه کلوم اینکه از این به بعد وقتی دارین تو خیابون راه میرین بیشتر به اطرافتون دقت کنید ، شاید خانواده ای رو که کنار خیابون چادر زدن رو دیدین یه گربه سیاه و سفید هم دارن و بدونید اون کسی نیست جز دوشیزه شین و بیائید ازم امضا بگیرید :)
اتفاقا چند روز پیش یک همچین چیزی تو گودر نوشته بودم ، حالا خدا جون میذاشتی جوهر نوشته ام خشک بشه بعد عملی اش میکردی.
مشکل ما ایرانی ها
یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ما ایرانی ها با آن همه ادعاهای فرهنگ چند هزارسالمان که هفت آسمان را پاره کرده است فرهنگ گهی داریم.در فرهنگ ما کسی نمیتواند رو در رو با کسی صحبت کند.در فرهنگ ما حتما باید عیوب همدیگر را پشت سرشان بگوئیم و تسبیح به دست بگیریم تا شاید آن شخص اصلاح شود.اینجا تعریف شده که در روبروی شخص به او لبخند بزنیم و پشت سرش به او خنجر.
توی واحد آپارتمانی ما الان یک جو بر علیه خانواده ما و خانواده فاطی اینا به راه افتاده.پشت سر فاطی اینها صحبت میکنند که سیگار میکشند و رفت و آمدشان زیاد است و پسرشان علی شادمان با اراذل و اوباش رفت و آمد دارد.پشت سر ما صحبت است که اینها گربه دارند و ما از گربه بدمان می آید.
یکم تلخ است همسایه ای که به او محبت داری و هر کمکی بتوانی در حقش دریغ نمیکنی به جای اینکه توی رویت شکایتش را بگوید پشت سرت کودتا راه بیاندازد تا شکایت کرده و صاحب خانتان را مجاب کند که شما را جواب کنند.
اصلا میشه چیزی گفت؟
یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸وقتی من میام توی این پست مینویسم که زن ایرانی به خودی خود هیچ گونه ارزشی نداره و حتمن حتما باید به مردی وابسته باشه خیلی از شما ها می آئید میگوئید که این رسوم قدیمی بوده که در بعضی خانواده های سنتی باقی مونده.کسانی که این حرف رو به من میزنند شاید تا به حال ندیده باشند زن تحصیل کرده و مدیری رو که سرپرست خانواده است و دولت هر ماه ۳۰ هزار تومان !!! حق عائله بندی (حق اولاد) بهش میداده و یکهو مجلس محترم تصویب کرده که زنان سرپرست خانوار نباید حق اولاد بگیرند و دولت خیلی گل و مهربون و گوگولی تمام حق اولاد های پرداخت شده در این سال رو یک جا این ماه از حساب خانم سرپرست کم کرده و رقم حقوق خانوم شده نزدیک به پولی که به گدا پرداخت میکنند.
این کار دولت چند معنی میده:
۱-زن بیوه حتما باید بره شوهر کنه،به هر حال ما به عنوان سرپرست حسابش نمیکنیم.
۲-دولت این قدر فقیره که ماهی ۳۰ هزار تومن به خانواده یک زن سرپرست خانوار دادن اون رو ورشکست و بدبخت میکنه و حتما باید یک جا این پول رو از اون زن پس بگیره.
۳-به هیچ کس مربوط نیست که کسی که شرافتمندانه کار میکنه در فقر مطلق زندگی کنه.
۴- مردم ایران اصلا مهم نیستند.هر چه زودتر خودشون رو زیر ماشین های جعلی !! پلیس بندازن و بمیرن و هر کی نمیخواد مهاجرت کنه بره.
پ.ن.کامنت ها رو غیر فعال کردم چون واقعا چیزی نمیشه گفت.اگرم احیانا دوستان نظری داشتند در پست قبل بنویسند.ممنون.
مفهوم زن در جامعه ایرانی
سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۸یک شب که پای درد و دل فاطی اسفندی نشسته بودم ، چیزی در حرف هایش برایم عجیب بود.فاطمه میگفت که الان که با پسر عمه اش عقد رسمی کرده اند و رسما زن و شوهر هستند . خانواده اش برای ارتباط با شوهرش بسیار سخت گیری میکنند.میگفت نمیتواند پشت یک در بسته با شوهرش حتی صحبت کند.فورا یکی مداخله میکند.به نظر خانواده اش زن عقد کرده ای که هنوز عروسی نکرده و در خانه پدرش است اگر با شوهرش رابطه داشته باشد خراب است.رو.سپی است.
اولش خیلی تعجب کردم.ولی با کمی فکر در مورد مفهوم زن رو.سپی در ذهن و جامعه ایرانی این قضیه کاملا برایم قابل فهم شد.زن رو.سپی در فرهنگ ایرانی یعنی زنی که با بیش از یک مرد ارتباط داشته باشد یا از بیش از یک مرد پول بگیرد.نظام سنتی جامعه طوری چیده شده که زن سالم یعنی زنی که فقط و فقط با یک مرد ارتباط دارد و از یک مرد پول میگیرد.خب تا اینجایش را داشته باشید تا یک مفهوم دیگر را توضیح بدهم.
در فرهنگ ایرانی زن موجود مستقلی نیست.به خودی خود وجود خارجی ندارد.یک زن همیشه باید به یک مرد وابسته باشد تا مفهوم پیدا کند.زمانی که مجرد است دختر پدرش است.و با دختر پدر بودن هویت پیدا میکند.زمانی هم که ازدواج کرد زن و همسر شوهرش است و با زن بودن معنا پیدا میکند.اگر دقت کرده باشید بانوان در جامعه ما به تاکید یا “دختر” هستند یا “زن”.یعنی یا وابسته به پدر هستند یا وابسته به شوهر.اگر یکی از این دو اسم را نداشته باشند حتما اسامی و القاب زشتی خواهند داشت.اسامی مانند دختر ترشیده ، زن بیوه ، زن خراب و … البته این موارد یک استثنا هم دارد که ممکن است یک زن مجرد که مادر هم هست و به سنین کهنسالی رسیده به عنوان مادر مکرمه یاد شود.
خب دوباره برویم سراغ موضوع فاطمه و دید خانواده اش.از نظر آنها دخترشان یا باید جیره خود پدرش باشد یا شوهرش.نمیتواند در حالی که جیره خور پدرش است با شوهرش هم رابطه داشته باشد که در این صورت او با دو مرد ارتباط دارد(ارتباط از نوع مالی یا غیر مالی!) و از نظر ایشان مسلما رو.سپی است.
دقت داشته باشید که من فقط در مورد دید جامعه ایرانی صحبت کردم.طرز فکر خودم اینطور نیست. من اول از همه به استقلال مادی زن معتقد هستم.چنین زنی مجبور نیست برای هویت داشتن وابسته به مردی باشد.خودش تصمیم میگیرد که مردی در زندگی اش باشد یا خیر.
تحقیقی در مورد تمایل به ازدواج
جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸نکته جالبی که در جنس مخالف من وجود داره این است که همشون با هم متحد هستند.همه با اتحاد سعی در ساختن شایعاتی دارند تا ضعف های خودشون رو مخفی کنند.مثلا توی دل جنس مخالف عروسی است که برود متاهل بشود ها ، ولی همچین خودش را به کوچه علی چپ میزنند و دسته جمعی حتی ! میگن که ما هیچ تمایلی به ازدواج نداریم و هر مردی که ازدواج کرده بدبخت شده و یا جک میسازند که فقط خر ها زن میگیرند.خلاصه که خیلی با هم اتحاد دارند.اما نباید گول این شایعات دروغین را خورد.نباید هیچ وقت گول ژست و حرف های کسی را خورد.در باطن اینها چیز دیگریست.
در همین راستا دوشیزه شین یک نظر سنجی در یکی از وبلاگ هایش که روزانه چند هزار بازدید دارد به راه انداخته که نتایج این نظر سنجی در نمودار زیر ارائه میشود:

همانطور که مشاهده میکنید در این جامعه آماری کوچک ۶۷ درصد از افراد تمایل به ازدواج دارند که از این مقدار ۳۶ درصد مربوط به پسران است.البته برای یک تحقیق درست باید تعداد دختران و پسران مساوی باشد ولی خب با کمی اغماض میتوان گفت درصد کسانی که تمایل به ازدواج دارند از کسانی که دوست دارند مجرد بمانند خیلی بیشتر است.
