کمی از کیارش
دیروز بعد از ظهر طبق روال این ۳ ماه اخیر جناب کیارش خان (گربه مون) رو برده بودم روی پشت بام تا هوائی تازه کند.البته نه اینکه فکر کنید این کار را از روی علاقه انجام میدهیم ها ، موضوع اینست که اگر نبریمش تکه بزرگمان شست پایمان است.

دیروز یکهو متوجه شدم که پشت بام یکم تغییر کرده.شما که از بی حواسی من اصلاع دارید ، این بود که جدی نگرفتم این حسم رو.یکم بعد چیزی رو که به چشم های خودم میدیدم باور نمیکردم.یعنی یک اتفاق نادر بود.عجیب.هراس انگیز.قابل ثبت در رکورد های گینس.متحیر العقول.خلاصه هر چیزی که فکرش را بکنید.حضرت والا کیارش خان در حال خوردن پشم شیشه بودند!!! عینهو قطاب پشم شیشه ها رو نوش جان میکردند.همه اینها در حالیست که ایشون گاهی کباب کوبیده رو رد صلاحیت میکنن و روش خاک میپاشن و نمیخورن.لازمه بگم که پشم شیشه حاوی شیشه خورده هست و اگر بهش دست بزنید تا مدتی زیادی از سوزش دستتون اسیر میشید! ایشون در طی این ۳ ماه اکثر پشم شیشه های دور منبع انبساط شوفاژ را خورده اند.

اتفاق جالب دیگه ای که اخیرا رخ داده اینه که کیارش حرف میزنه.بله.دو کلمه حرف میزنه.که از اون دو کلمه یکیش اسم صاحبش یعنی شین خین بانو هست و دیگری کلمه “نه” هست.اگر از چیزی خوشش بیاد و بخواهیم به زور ازش بگیریم خیلی بلند و واضح چند بار میگه نه.و وقتی بخواد منو خر کنه میاد اسممو صدا میکنه.
قرار گرفته در روزنوشت | دیدگاه (۴۳)۴۳ پاسخ به “کمی از کیارش”
پاسخی بنویسید

خداییش این گربه ات خیلی با حاله !! :mrgreen:
مواظب باش وسایل خونه رو نخوره !!!
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۰۷:
@شازه,
والا گل و گلدون ها رو خورد.الان یک گل گرفتیم گذاشتیمم تو راه پله توی مسیر پشت بوم یک ناخونکی بهش میزنه
[پاسخ]
جلل الخالق :mrgreen: چه بزرگه :mrgreen:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۰۶:
@بانو مریم,
اینم یه زمان کوچولو موچولو بوده
[پاسخ]
کیارش خان اصالتا سید نیستن؟ دور سرش همچین مشکی هست، ولی خوب تمیزه ها، قبلا مال یه خانم دکتره نبوده؟
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۵:
@شوالیه تاریکیها,
شامپو مخصوص دارن
مال خانوم دکتر نبوده مال خانوم مهندس که بوده
[پاسخ]
چی میگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی :shock:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۷:
@Farzad,
کدومشو دقیقا؟
حرف زدن یا پشم شیشه؟
[پاسخ]
راستی خین شین قبلاً که عکسشو دیده بودم می خواستم بپرسم چرا این پیشی جان پاهاش انقدر دراز به نظر میاد؟!
-
چه ژستی هم گرفته
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۳۵:
@Farzad,
خب کلا دراز هست.
کلی عکس با ژست های مختلف بود که
حجم بالائی داشتند.این شد که دو تا ژست
تکراری رو قرار دادم
[پاسخ]
زنده باشه ایشالله . چشم حسودش هم کوووووورررررر :mrgreen:
[پاسخ]
هی یادش بخیر …
منم یه زمانی کاسکو داشتم … هر کاری کردم اسم منو یاد نگرفت :cool:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲۲:۰۲:
@عمو هوشنگ,
البته اسمتون سخته ها خودمونیم
[پاسخ]
‘گربه باهالی هستش ولی به خپل من که نمی رسه :twisted:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲۲:۰۱:
@مسعود,
تا به حال خپل رو رو نکرده بودی
[پاسخ]
غیر ممکنه!
گربه کجا حرف میزنه! :shock:
پشم شیشه بخوره هم احیانا دهنش سرویس میشه که! :mrgreen:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۲:
@him,
توی پست بعدی ویدیو رو آپلود میکنم
[پاسخ]
حرف زدن گربه رو نشنیده بودیم که اونم شنیدیم.
تو گربتم مث خودت آدمیزادی نیس
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۲:
@دست نوشته,
((:
[پاسخ]
الان یعنی بدن کبارش عایقه دیگه نه؟
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۱:
@دلزده,
آره عایق حرارتی در سال اصلاح الگوی مصرف !!
[پاسخ]
Vay khodae gorbe dari? Az gorbe be khoda mesle sag mitarsam na az hasharat na heyvone dg mitarsama faghat gorbe be khoda alan axasho didam midonam khabe gorbe mibinam ye dafe dostam shokhi rostae kard gorbasho gozasht poshtam ta 3shab gerye mikardamo nemitonestam bekhabam.ama damesh garm khodae harf mizane?jane man ye dafe sedasho zabt kon bezar maham beshnavim bebakhshid chi dadi khorde zabon baz karde man be eshrat o nosrato ezato jaafar (hamesteramo arz mikonam)tokhm kaftar dadam zabon baz nakardan hanoz ama.
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۱:
@ارمغان,
گربه حیوون ملوس و نازیه ترس نداره که
[پاسخ]
امروز هر جا می ریم از گربه هاشون نوشتن و دل ما رو بردن!اون از گیلاس، این هم از تو! :mrgreen:
.
.
کیارش اگه دختر بود می گفتم ویارشه :lol:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۱:
@.:HoDa:.,
این کیارشی چیز های عجیب زیاد میخوره.مثلا عاشق چیپلت چیتوز هم هست.
آخه گربه حییونیه که خودشو بد جوری تو دل صاحبش جا میکنه.این قسمت بازی های مومو رو کیارشم میکنه
[پاسخ]
چه جالب واقعا حرف میزنه :smile:
[پاسخ]
چه پیشی ناااازی داری من عاشق پیشیم :shock:
[پاسخ]
حالا میتونی بگی کیارش خان جنسش شیشه خورده داره .راستی این یکی قبول ولی حرف زدن ؟
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۷:۵۹:
@سعید,
این حرف زدن گربه صحت داره.یک ویدیو هم ازش دارم که از یوتوب گرفتم و تبدیل کردم.آپلود میکنم قرار میدم.این کیارشی هم هر وقت که دوربینو ببینه صاف میشینه و شیرین کاری نمیکنه.بلائیه.
[پاسخ]
ولی کلاً گربه ی کشیده ای هست!
[پاسخ]
سلام. تو وبلاگ گیلاسی دیدمت. لینکت کنم؟؟؟؟ چند تا پستات رو هم خوندم. گربه ی تو هم خیلی باحاله. من عاشق سگ بیدم! :grin:
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۲۱:۵۸:
@خودم,
سلام به خودم عزیز
چرا که نه
چه عجب یکی گفت که گربه من باحاله.تا اینجا همه گفتن که درازه
[پاسخ]
چه باحال
فقط من از گوگل کروم استفاده میکنم
و فقط من و ایلیا ۷ نصب کردیم … خداییش ۷ رو هم سیستمی نصب میشه !
* این ایلیا چرا وبلاگش باز نمیشه :(
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۲۱:۵۷:
@عمو هوشنگ,
فقط این نیست که.سیستم کامنتینگ رو هم ایجکس کردم و برای هر کامنت دیگه کل صفحه لود نمیشه
ایلیا احتمالا وبلاگش روی بلاگها هست و الانم مشکل از بلاگها هست
[پاسخ]
کیااااااااااارش :lol: عجب اسمی
بهش میاد
اکثر این گربه ها تو یه چیزایی ابلهند
کیارش خان هم گویا مزاجشان مشکل داره
[پاسخ]
حتما اسمت نوشین هست :دی
اما خین رو دیگه نمی دونم :دی
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۸:۴۲:
@مائی,
نه اسمم نه نون شروع نمیشه.
معمولا بچه های فامیل بعد از اسم
مامی اسم منو یاد میگیرن.آسونه
[پاسخ]
جدی اسمتو می گه؟؟ یا شوخیه؟ :دی
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۸:۴۲:
@مائی,
نه جدیه.البته زیاد نمیگه.سخته براش
[پاسخ]
چه باحال، حالا چرا گربه!!؟ آخه گربه هم شد سگ؟ ;-)
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۸:۴۱:
@علی,
همینو بگو
[پاسخ]
عجب دنیایی شده !!! این کیارش خان احیانا نصبشان به طوطی ها بر نمیگرده ؟؟؟
[پاسخ]
دوشیزه شین پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۸۸ ۱۵:۳۸:
@زندگی سگی – مت,
والا از ایشون هر چی بگی بر میاد
[پاسخ]