مشکل ما ایرانی ها

ما ایرانی ها با آن همه ادعاهای فرهنگ چند هزارسالمان که هفت آسمان را پاره کرده است فرهنگ گهی داریم.در فرهنگ ما کسی نمیتواند رو در رو با کسی صحبت کند.در فرهنگ ما حتما باید عیوب همدیگر را پشت سرشان بگوئیم و تسبیح به دست بگیریم تا شاید آن شخص اصلاح شود.اینجا تعریف شده که در روبروی شخص به او لبخند بزنیم و پشت سرش به او خنجر.

توی واحد آپارتمانی ما الان یک جو بر علیه خانواده ما و خانواده فاطی اینا به راه افتاده.پشت سر فاطی اینها صحبت میکنند که سیگار میکشند و رفت و آمدشان زیاد است و پسرشان علی شادمان با اراذل و اوباش رفت و آمد دارد.پشت سر ما صحبت است که اینها گربه دارند و ما از گربه بدمان می آید.

یکم تلخ است همسایه ای که به او محبت داری و هر کمکی بتوانی در حقش دریغ نمیکنی به جای اینکه توی رویت شکایتش را بگوید پشت سرت کودتا راه بیاندازد تا شکایت کرده و صاحب خانتان را مجاب کند که شما را جواب کنند.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۱۱ بهمن | در دستۀ جدی بگیرید | ( ۱۲ نظر ) |

اصلا میشه چیزی گفت؟

وقتی من میام توی این پست مینویسم که زن ایرانی به خودی خود هیچ گونه ارزشی نداره و حتمن حتما باید به مردی وابسته باشه خیلی از شما ها می آئید میگوئید که این رسوم قدیمی بوده که در بعضی خانواده های سنتی باقی مونده.کسانی که این حرف رو به من میزنند شاید تا به حال ندیده باشند زن تحصیل کرده و مدیری رو که سرپرست خانواده است و دولت هر ماه ۳۰ هزار تومان !!! حق عائله بندی (حق اولاد) بهش میداده و یکهو مجلس محترم تصویب کرده که زنان سرپرست خانوار نباید حق اولاد بگیرند و دولت خیلی گل و مهربون و گوگولی تمام حق اولاد های پرداخت شده در این سال رو یک جا این ماه از حساب خانم سرپرست کم کرده و رقم حقوق خانوم شده نزدیک به پولی که به گدا پرداخت میکنند.

این کار دولت چند معنی میده:

۱-زن بیوه حتما باید بره شوهر کنه،به هر حال ما به عنوان سرپرست حسابش نمیکنیم.

۲-دولت این قدر فقیره که ماهی ۳۰ هزار تومن به خانواده یک زن سرپرست خانوار دادن اون رو ورشکست و بدبخت میکنه و حتما باید یک جا این پول رو از اون زن پس بگیره.

۳-به هیچ کس مربوط نیست که کسی که شرافتمندانه کار میکنه در فقر مطلق زندگی کنه.

۴- مردم ایران اصلا مهم نیستند.هر چه زودتر خودشون رو زیر ماشین های جعلی !! پلیس بندازن و بمیرن و هر کی نمیخواد مهاجرت کنه بره.

پ.ن.کامنت ها رو غیر فعال کردم چون واقعا چیزی نمیشه گفت.اگرم احیانا دوستان نظری داشتند در پست قبل بنویسند.ممنون.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۲۷ دی | در دستۀ جدی بگیرید | ( ۰ نظر ) |

مفهوم زن در جامعه ایرانی

یک شب که پای درد و دل فاطی اسفندی نشسته بودم ، چیزی در حرف هایش برایم عجیب بود.فاطمه میگفت که الان که با پسر عمه اش عقد رسمی کرده اند و رسما زن و شوهر هستند . خانواده اش برای ارتباط با شوهرش بسیار سخت گیری میکنند.میگفت نمیتواند پشت یک در بسته با شوهرش حتی صحبت کند.فورا یکی مداخله میکند.به نظر خانواده اش زن عقد کرده ای که هنوز عروسی نکرده و در خانه پدرش است اگر با شوهرش رابطه داشته باشد خراب است.رو.سپی است.

اولش خیلی تعجب کردم.ولی با کمی فکر در مورد مفهوم زن رو.سپی در ذهن و جامعه ایرانی این قضیه کاملا برایم قابل فهم شد.زن رو.سپی در فرهنگ ایرانی یعنی زنی که با بیش از یک مرد ارتباط داشته باشد یا از بیش از یک مرد پول بگیرد.نظام سنتی جامعه طوری چیده شده که زن سالم یعنی زنی که فقط و فقط با یک مرد ارتباط دارد و از یک مرد پول میگیرد.خب تا اینجایش را داشته باشید تا یک مفهوم دیگر را توضیح بدهم.

در فرهنگ ایرانی زن موجود مستقلی نیست.به خودی خود وجود خارجی ندارد.یک زن همیشه باید به یک مرد وابسته باشد تا مفهوم پیدا کند.زمانی که مجرد است دختر پدرش است.و با دختر پدر بودن هویت پیدا میکند.زمانی هم که ازدواج کرد زن و همسر شوهرش است و با زن بودن معنا پیدا میکند.اگر دقت کرده باشید بانوان در جامعه ما به تاکید یا “دختر” هستند یا “زن”.یعنی یا وابسته به پدر هستند یا وابسته به شوهر.اگر یکی از این دو اسم را نداشته باشند حتما اسامی و القاب زشتی خواهند داشت.اسامی مانند دختر ترشیده ، زن بیوه ، زن خراب و … البته این موارد یک استثنا هم دارد که ممکن است یک زن مجرد که مادر هم هست و به سنین کهنسالی رسیده به عنوان مادر مکرمه یاد شود.

خب دوباره برویم سراغ موضوع فاطمه و دید خانواده اش.از نظر آنها دخترشان یا باید جیره خود پدرش باشد یا شوهرش.نمیتواند در حالی که جیره خور پدرش است با شوهرش هم رابطه داشته باشد که در این صورت او با دو مرد ارتباط دارد(ارتباط از نوع مالی یا غیر مالی!) و از نظر ایشان مسلما رو.سپی است.

دقت داشته باشید که من فقط در مورد دید جامعه ایرانی صحبت کردم.طرز فکر خودم اینطور نیست. من اول از همه به استقلال مادی زن معتقد هستم.چنین زنی مجبور نیست برای هویت داشتن وابسته به مردی باشد.خودش تصمیم میگیرد که مردی در زندگی اش باشد یا خیر.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۲۲ دی | در دستۀ جدی بگیرید | ( ۴۰ نظر ) |

تحقیقی در مورد تمایل به ازدواج

نکته جالبی که در جنس مخالف من وجود داره این است که همشون با هم متحد هستند.همه با اتحاد سعی در ساختن شایعاتی دارند تا ضعف های خودشون رو مخفی کنند.مثلا توی دل جنس مخالف عروسی است که برود متاهل بشود ها ، ولی همچین خودش را به کوچه علی چپ میزنند و دسته جمعی حتی ! میگن که ما هیچ تمایلی به ازدواج نداریم و هر مردی که ازدواج کرده بدبخت شده و یا جک میسازند که فقط خر ها زن میگیرند.خلاصه که خیلی با هم اتحاد دارند.اما نباید گول این شایعات دروغین را خورد.نباید هیچ وقت گول ژست و حرف های کسی را خورد.در باطن اینها چیز دیگریست.

در همین راستا دوشیزه شین یک نظر سنجی در یکی از وبلاگ هایش که روزانه چند هزار بازدید دارد به راه انداخته که نتایج این نظر سنجی در نمودار زیر ارائه میشود:

http://shadiha.files.wordpress.com/2010/01/untitled-1.jpg

همانطور که مشاهده میکنید در این جامعه آماری کوچک ۶۷ درصد از افراد تمایل به ازدواج دارند که از این مقدار ۳۶ درصد مربوط به پسران است.البته برای یک تحقیق درست باید تعداد دختران و پسران مساوی باشد ولی خب با کمی اغماض میتوان گفت درصد کسانی که تمایل به ازدواج دارند از کسانی که دوست دارند مجرد بمانند خیلی بیشتر است.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۱۸ دی | در دستۀ جدی بگیرید | ( ۶۴ نظر ) |

شما اعصاب داری؟

احساس حماقت شدیدی دارم.برای تمام آن دفعاتی که دوست داشتم عین آدم بزرگ ها بروم رای بدهم.برای تمام آن لحظاتی که این کار به من حس بزرگ شدن میداد.

امروز که میبینم نمایندگانی که به مثلا مجلس فرستادم، نه تنها مفید نبودند بلکه روز به روز قوانین بد تر ،گند تر و به درد نخور تری تصویب میکنند.آنهائی که از نردبان ما مردم ساده به جاهائی رسیدند که آرزویش را داشتند.

وقتی برای یک تغییر نام مجبور باشی ۷۰ میلیون خرج کنی و این اتفاق مبارک را نمایندگان همین یک ماه اخیر به آب داده باشن همینطوری مثل من ناراحت و پکر میشی.

چند ماهیست به فکر رفتن از ایرانم.نه اینکه اینجا را دوست نداشته باشم، نه.صرفا اینجا جای زندگی نیست.ایرانی ها منتظرند که از دوش هم بالا بروند و به جائی برسند تا با قدرت هر چه تمام تر همان زیری ها که برایشان قلاب گرفته بودند را له کنند.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۱۷ آذر | در دستۀ جدی بگیرید, روزنوشت | ( ۳۳ نظر ) |

رابطه بین ممنوعیت ازدواج مجدد و فساد

وقتی کامنت های این مطلب را میخواندم برایم یک سوال اساسی ایجاد شد.مطلب در مورد ممنوع شدن چند همسری و ازدواج مجدد مران متاهل است که داد بسیاری از مردان غیور و دین دار ایرانی را در آورده که آی مجلس با این قانونی که تصویب کردی فساد در جامعه زیاد میشود.

همین یک جمله فساد در جامعه زیاد میشودش مرا به فکر وا داشته.یعنی یک مرد حتما باید اول ازدواج کند بعد همسر محترمه را بگذارد قاطی باقالی ها و برود همسر دوم اختیار کند تا زندگی جنسی درستی داشته باشد و اگر ازدواج دوم نتواند کند آن مرد مذکور که دارای یک همسر نیز هست باید برود توی خیابون بوق بوق کند و خانوم اونکاره سوار کند؟ یا مثلا منظور این مردان غیور ایران زمین این بوده که خانوم ها اگر نتوانند زن دوم سوم و حتی شونصدم یک مرد بشوند حتما باید بروند اونکاره بشوند و فساد زیاد بشود؟ من همین ها به ذهنم میرسد.از آنجائی که ۹۰ درصد خواننده های وبلاگ من ذکور هستند تقاضا دارم اگر میدانند، منظور آن دسته مردان مذکور را برای من روشن کنند.

خلاصه که ذهن من این مطلب رو پردازش نمیکنه.منظورشان را درک نمیکنم.از نظر من خانواده یعنی یک زن و یک مرد.اصلا جفت و زوج یعنی دو تا.واقعا سه چهار زن و یک مرد تشکیل خانواده میدهند؟ من با چشم خودم فروپاشی خانواده های زیادی را به خاطر این پدیده چند همسری مرد خانواده دیده ام و کودکانی که قربانی اصلی این ماجرا بودند.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۰۹ آذر | در دستۀ جدی بگیرید | ( ۱۷ نظر ) |

شما در آنصورت چه میکنید؟

اگر یک روز صبح از خواب بیدار بشی و ببینی خانواده ات نیستند.نگاهی به خیابان بیاندازی و ببینی در خیابان هم کسی نیست.لباس بپوشی و خانه های اطراف و خیابان های اطراف تر را بررسی کنی و ببینی واقعا هیچ کسی غیر از شما وجود خارجی ندارد.

چکار میکنی؟

حالا اگر در همون وضعیت مدتها تنها بگردی و تصادفا یک نفر از جنس مخالف خودت پیدا کنی که واقعا ازش بدت بیاد و اون غیر از شما تنها بازمانده نسل انسانها باشه،

اونوقت چکار میکنی؟

توی پست بعدی میام جواب خودمو مینویسم ، الان اگر بنویسم خلاقیت شما کور میشه.

نوشته شده توسط دوشیزه شین در ۰۱ آبان | در دستۀ جدی بگیرید, جدی نگیرید | ( ۱۹ نظر ) |