چرخه زندگی افراد بیکار و نسبتا بی عار
الان ممکن است به این حرف های من بخندید ولی اشکالی ندارد خود من هم روزی می خندیدم و با کمال اعتماد به نفس می گفتم “هه، مرتیکه/زنیکه/دختریکه/پسریکه بیکار، نگایش کن شب ها تا بوق سگ که چه عرض کنم تا قوقولی خروس بیدار می ماند و روز ها تا بعد از ظهر خواب است.دنبال کار هم نمیرود ذلیل مرده” بعد این شد که بعد از سالیان طولانی که درسم تمام شد خودم عینهو آن خیاط که توی کوزه افتاده بود داخل این حرف خودم افتادم.البته هنوز انگیزه های کمی در من باقی مانده که به مرور در این چرخه خور و خواب آن ها هم ناپدید خواهند شد.
دیروز به سرمان زده بود یکم برنامه دنبال کار گشتنمان را تنوع دهیم و با دوستان مثل خودمان به کوه بزنیم بلکن چاره ای بر این درد بی درمانمان بیابیم.خدا به سر شاهد است که تا خود نیمه شب تلفن را برداشته بودم و ناز اینها را میکشیدم که ول کنید آن متکا و بالش را و بیائید برویم کوه کله مان باد بخورد.شب همه شان راضی شدند و شین خین خوشحال وسایل را آماده کرد و ساعت ۲ رفت خوابید.ساعت ۷ به همه شان زنگ زدم که بیدار باشند و یک وقت خواب نمانند.جالب است که همه شان بیدار بودند ولی هیچ کدام حس نداشتند بیایند.از بین همه آخر سر یکی راضی شد و از جمعمان ماندیم دو نفر که خودم این بار زدم زیرش و گفتم که بیا نرویم.اصلا این روحیه شاداب جوانان من را هم با خودش برده بود.این شد که گرفتم خوابیدم و تا چند ساعت بعد فقط خواب دیدم که رفتم کوه و در کوه گم شده ام و دوستانم در کوه ترکم می کنند و خلاصه تنوعی در کابوس هایم ایجاد شد.اقلا تو خواب رفتم کوه!
میدانید، بدن آدمیزاد یک نوع ساعت مخصوص خودش را دارد.علاوه بر آن ساعت یک سیستمی دارد که با شرایط فعلی کنار می آید و باعث می شود که بتوانیم کار های روزمره را به خوبی انجام بدهیم.اگر آدم مدتی در یک نوع شیوه زندگی باشد سیستم بدنش به همان شیوه عادت می کند و تغییر آن بسیار سخت می شود.کسانی که عادت دارند صبح زود بیدار بشوند و سر کار بروند سیستم بدنشان با همان شیوه سازگار شده و زندگی را برایشان ممکن می کند.بر عکسش هم ممکن است.کسی که عادت دارد شب ها دیر بخوابد و تا ظهر خواب باشد به سختی می تواند این برنامه را عوض کند.
اینگونه افراد بیکار که ذکرش در بالا آمد خوشان هم از نوع زندگیشان بیزارند و هر شب به خودشان قول می دهند که از فردا دیگر زود بیدار میشود و فردا شب زود می خوابم و دنیال کار می روم یا به فلان کلاس می روم.اما بعد از مدتی دادن این گونه قول ها هم به جزئی جدائی نا پذیر از چرخه زندگی شان تبدیل میشود و مرتب به خودشان از این قول ها می دهند.

۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۳:۵۸ ب.ظ
” گر آدم مدتی در یک نوع شیوه زندگی باشد سیستم بدنش به همان شیوه عادت می کند و تغییر آن بسیار سخت می شود. ”
مخالفم. سیستمِ بدن بعد از مدتی پوستکلفت هم میشه، من که هروقت شبی بیدارم ( معمولا بهخاطر امتحان یا تماشایِ سریالی که ولت نمیکنه!) یا روزِ بعدش هم کاملا بیدارم یا یا روزِ بعدش کاملا خوابم، نتیجتا صبحِ دو روزِ بعدش سرحال بلند میشی و میگی “سلام زندگی”! :D
[پاسخ]
shinkhin Reply:
تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۸ ب.ظ
@علیرضا,
هیچ میدونی با این حرفی که زدی الان میلیون ها نفر دوست دارن مثل شما بشن؟
[پاسخ]
۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۵:۰۴ ب.ظ
در مورد کوهنوردی و صبح زود به نظرم ما ایرانیا اغلب مشکل داریم، یه بار صبح ساعت ۵ قرار بود بریم کوه از ۲۰ نفر فقط من راس ساعت ۵ سر قرار بودم کسی هم که خودش برنامه ریزی کرده بود ساعت ۷:۴۵ دقیقه اومد دوتایی تا ساعت ۸:۳۰ وایسادیم کسی نیومد با هم رفتیم
این بدخوابی تاثیرش تو از دست دادن شادابی پوست خیلی زیاده
به نظرم اون کسانیکه خودشان هم از نوع زندگیشان بیزارند و هر شب به خودشان قول می دهند که از فردا دیگر زود بیدار میشود اگه شرایطش محیا باشه یکی دو روزه بدنشون سر فرم میاد
[پاسخ]
۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۵:۴۶ ب.ظ
یه تیکه اش کارشناسانه شد یاد خانه مهر افتادم :دی
جدای از شوخی واقعا درسته ، عادت به هرچیزی بده ، اگه تنبلی باشه که دیگه بدتر
[پاسخ]
۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۹:۳۷ ب.ظ
من البته در شرایط شما نیستم ولی احساس میکنم که شرایط بسیار خسته کننده و یکنواختی است ولی به نظر من نباید بذاری روحیهات بیاد پایین. حالا یه ذره هم توی بیداری برو کوه و بیرون و کارای دیگه. انگار نه انگار که بیکاری.
راستی کتاب راز رو هم بخون!
[پاسخ]
۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۹:۵۲ ب.ظ
احسنت چقدر خوب من رو توصیف کردید :D
[پاسخ]
۱۵ تیر ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۸ ب.ظ
چه قالب باحالی داره این وبلاگ
با اسمش جوره جوره!
سعی میکنم هر از گاهی اینجا رو هم چک کنم
موفق باشید
[پاسخ]
۱۶ تیر ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۷ ق.ظ
من بیکار نیستم و دانشجوی مملکتم ( حالا انگار دانشجو با بیکار چقدر فرق داره ). اما از وقتی یادمه شبها زودتر از ۳ نمیخوابیدم و صبح ها هم با شکنجه بیدار میشدم . الانم مهم ترین معیار انتخاب واحدم ساعت کلاسهاست ( که ۸-۱۰ نباشه ) از این وضع ناراحت نیستم و دوسش دارم فقط دلم میخواد یه بار طلوع خورشید رو ببینم :(
[پاسخ]
۱۶ تیر ۱۳۸۹ at ۳:۵۶ ب.ظ
سلام دوشیزه شین … اسم وبلاگتون واقعا جالبه آدم یاد کره ای ها و … کلا شرقی ها ( خاور دور ) می افته … در مورد آدم ها کلی سخته نظر بدی البته بعضی خصلت های انسان ها بین همه مشترکه و بعضی بین بیشتر انسانها مشترک … اما در مورد من می دونید من ایام مدرسه ها کمترین خواب رو دارم همیشه ، بیشتر بخاطر درس هام … بعضی وقت ها درسم زیاده و روز تموم نمیشه و بعضی وقت ها هم تنبلی من باعث میشه یعنی من کلا شب ها سریعتر و … درس میخونم روز مثل لاک پشت درسم طول میکشه دلیلش رو نمی دونم و شب مجبورم بعضی وقت ها تا صبح نخوابم وصبح هم با کمال خستگی برم مدرسه … تازه وسط درس خوابم میگیره یا کلافه میشم و خسته و حوصلم از درس خوندن سر میره … تازه ایام مدرسه ها همش دوست دارم کارای متفرقه انجام بدم یعنی یه جورایی کارم و زود تموم کنم و برم مثلا داستان بنویسم ، شعر بگم ، کتاب بخونم ، نقاشی بکشم ، برم اینترنت ( البته من ایام مدرسه ها هم زیاد ایترنت میرم منتهی بیشتر درسی ) و…
حالا تابستون … شب ها با حوصله ی کافی تا ساعت ۳ نصف شب بیدارم … و چی کار میکنم ؟ تلوزیون میبینم … البته تا صبح هم بیدار باشم حوصلم سر نمیره … مثلا همین الان که ۱۷ رو از تیر عزیز گذشته من هی گفتم برم مثلا داستان بنویسم و… هی گفتم و گفتم و عمل نکردم تا شده ۱۷ تیر … میدونید من همیشه با این تصمیم گرفتن ها مو برنامه ریزی هام و عمل نکردن هام مشکل دارم نمی دونم چرا نمی تونم به تصمیمی که می گیرم عمل کنم …( شایدم بدونم مثلا تنبلی) … همیشه فرصت ها رو از دست میدم وبعد کلی غصه میخورم و ناراحت میشم و گریه میکنم به حال این همه از دست رفته هام …. تازه صبح های تابستان رو… نمی بینم آخه من نزدیک ظهر بیدار میشم … مثلا مامانم زورم کنه و هی صدام کنه یا آفتاب از پنجره تو چشمم بزنه و سر و صدا و حرف زدن مامان و بابا و… نذاره بخوابم … دیگه ده و نیم یازده بیدار میشم یه روز هایی هم استثنا زود تر بلند شم … البته خودم از این حالت ناراحتم و دلم می خواد نه صبح بلند شم و از وقتم بهترین بهره رو ببرم … ولی فقط می خوام کو عمل … مامانم همیشه میگه تو چه موجودی هستی … چطوری میتونی انقدر نخوابی … ایام مدرسه ها وقتی می دید پای کام… ببخشید رایانه نشستم کلی عصبانی میشد و می گفت برو بگیر بخواب و البته مجبورم میکرد بخوابم … و تابستون ها مامانم از این که تا لنگ ظهر می خوابم و هیچ کاری نمیکنم عصبانی میشه و میگه … خوب خیلی چیز ها میگه که این جا مجال گفتن نیست … مثلا اتاقم الان انگار دزد اومده زیر و رو کرده واقعا یه همچین شکلی پیدا کرده … خلاصه تفاوت رو میبینین زمستونا و بی خوابی و تابستونا و پر خوابی و بی عاری و … واقعا مامانم حق داره … خوب می خواستم بگم در مورد من که یه سیستم … جواب نداده و من هی تابستونی و زمستونی می شم … از همه بدتر من امسال کنکور دارم و با این روش ها نمیتونم به آینده امیدوار باشم و باید روشم و عوض کنم … دیگه از همین روزا باید در س خوندن و شروع کنم … خلاصه می خوام بگم ناراحت نباشید دوشیزه شین هستن آدم هایی که مثل من و شما از … خسته شدن و تازه اگر هم بخوان کاری کنن هیشکی همراهیشون نمیکنه …. بگذریم
راستش من تقریبا اتفاقی به وبلاگ شما اومدم ، می دونید من یه مدتیه در یه سایت تبلیغاتی خارجی ثبت نام کردم که به اعضاش پول می ده … در واقع به همه اعضایی که بتونن براش اعضای جدید جذب کنن پول می ده … یعنی هر کسی که عضو این سایت شد باید اقدام به زیر مجموعه گیری کنه … ثبت نام توی این سایت مجانیه … دلیل این هم که این جور سایت ها به اعضاشون پول می دن اینه که هر چه اعضاشون بیشتر باشه کمپانی ها بزرگ بیشتری تبلیغاتشونو می دن به این سایت ها … خوب خرید اینتر نتی هم که می دونید توی کشور های خارجی به خصوص کشور های اروپایی و آمریکایی چقدر رواج داره … البته من نمی دونم اینا واقعا پول می دن یا نه … برا همین گفتم بذار عضو شم و زیر مجموعه بگیرم ببینم راسته یا سرکارم … البته اونی که من از طریقش عضو شدم گفته بود که در یافت داشته … حالا هم با این که خوشم نمیاد( چون به نظر من مشک باید خود ببوید نه آن که… (منظورم از مشک وبلاگه ) ) ولی مجبورم بگم لطفا به وبلاگ من بیاین و توضیحات کامل راجع به این کار رو اون جا بخونید … و اگه وقت داشتید و دوست داشتید از طریق لینک من عضو شید . همون طور که گفتم ثبت نام در این سایت رایگانه و وقت گیر هم نیست و البته ضرری هم نداره و من امیدوارم سود هم داشته باشه … به امید دیدار اگر هم نیاین و عضو نشین من باز میام و بهتون سر می زنم و…. خیلی خیلی حرف زدم امید وارم از حرفام خسته نشده باشید … یا حق
[پاسخ]
۱۶ تیر ۱۳۸۹ at ۳:۵۸ ب.ظ
I am crazy to day is 16
[پاسخ]
۱۶ تیر ۱۳۸۹ at ۵:۴۰ ب.ظ
سیستم ِ بدنِ من که تحت کنترله! :دی
تو فکرش نباش پیدا میشه
[پاسخ]
۱۶ تیر ۱۳۸۹ at ۵:۴۱ ب.ظ
سیستمِ بدن من که تحت کنترله…:دی
[پاسخ]
۱۷ تیر ۱۳۸۹ at ۹:۳۵ ب.ظ
منم این قولا خورم شده…
[پاسخ]
۱۸ تیر ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۸ ق.ظ
سلام دوشیزه شین اومدم بگم ممنون از قدمهات … در مورد معرفی سایت های ایرانی معتبر هم ممنون میشم اگه معرفیشون کنی … آخه می دونی خیلی ها گفتن آقا ما صد تا سایت ایرانی رفتیم ولی همه کلاه بردار بودن و پولمونو ندادن … منم که خوب اهل فروشگاه ایترنتی اینا نبودم … اتفاقی یه جا رفتم که در مورد این کار نوشته بود … منم با خودم فکر کردم … نکنه کلاه بردار باشن کامی مو هک کنن … بعد دل و زدم به دریا که خوشبختانه هیچ اتفاقی نیفتاد … خلاصه درسته سودی برام نداشته ولی ضرر هم نکردم گفتم بذار امتحان کنم اگه دیدم پول نمیدن ولش کنم … اونی هم که من از طریقش عضو شدم می گفت در یافت داشته … بعد هم گفت اگه تا یک ماه نتونی حداقل ده نفر رو عضو کنی سایت خود به خود تو رو حذف میکنه … و البته تو خود سایت گزینه حذف اکان هم هست که خودت هر وقت خواستی خودتو حذف کنی … حالا من می گم شما هم اونایی که گفتی به من معرفی کن هم بیا عضو شو شاید راست بود …. باز هم ممنون
[پاسخ]
shinkhin Reply:
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۳:۳۸ ب.ظ
@ناشناس,
سلام
برات ایمیل میکنم.سایت های ایرانی معتبر هم زیاد داریم
[پاسخ]
۲۱ تیر ۱۳۸۹ at ۱:۵۱ ق.ظ
دوشیزه شین …. دوشیزه شین … خونه ای …. پس چی شد … من جز ایمیلی که همین جواب بالات توش بود در یافت نکردم لطفا زودتر معرفی کن… ممنون دوشیزه جان
[پاسخ]
shinkhin Reply:
تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۳ ق.ظ
@ناشناس,
سلام
ببخش دیر شد.همین جا مینویسم برات تو میلت هم میاد:
بله من از ست مپی و ایران مارکت سنتر استفاده میکنم و راضی هستم
http://www.setmapi.com?rgm=shinkhin
و http://www.bziran.com/AdsAffiliate.php?AdsID=16479
اگر سوالی داشتید بپرسید
موفق باشید
[پاسخ]
۲۱ تیر ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
سلام دوشیزه شین … ممنون … من الان از خواب بیدار شدم و میلت رو که برام فرستادی دیدم …. یه سوالی شما با چه روشی از این سایت ها کسب در آمد کردید ؟ ایجاد فروشگاه ؟ تبلیغات ؟ یا روش های دیگه ؟ باز هم ممنون …
[پاسخ]
shinkhin Reply:
تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۳۹ ب.ظ
@ناشناس,
سلام
من لینک تبلیغات رو توی وبلاگهام گذاشتم.
اینجا هم مال منه: http://www.kharidnak.ir
میتونی فروشگاه بزنی ولی خب تبلیغ راه بهتریه
[پاسخ]
۲۷ تیر ۱۳۸۹ at ۲:۲۷ ق.ظ
سلام ممنون از جوابت من توی ستمپی ثبت نام کردم ولی ایمیل رمز محرمانه و… برام نیومد الان چند روز گذشته و خبری نیست … ممنون زیاد بابت خوبیهات …
[پاسخ]
shinkhin Reply:
تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۸:۱۳ ب.ظ
@ناشناس,
سلام دوست عزیز
توی پنل من شما فعال هستی
من با مدیر سایت صحبت میکنم که براتون ارسال کنه
[پاسخ]
۸ مرداد ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۴ ب.ظ
سلام دوشیزه شین جون من تازه از مسافرت برگشتم ممنون …بابای
[پاسخ]
۱۰ مرداد ۱۳۸۹ at ۱:۲۱ ق.ظ
سلام دوشیزه شین جون هنوز ایمیل رمز محرمانه برام نیومده ….بابای
[پاسخ]