شما در آنصورت چه میکنید؟

اگر یک روز صبح از خواب بیدار بشی و ببینی خانواده ات نیستند.نگاهی به خیابان بیاندازی و ببینی در خیابان هم کسی نیست.لباس بپوشی و خانه های اطراف و خیابان های اطراف تر را بررسی کنی و ببینی واقعا هیچ کسی غیر از شما وجود خارجی ندارد.

چکار میکنی؟

حالا اگر در همون وضعیت مدتها تنها بگردی و تصادفا یک نفر از جنس مخالف خودت پیدا کنی که واقعا ازش بدت بیاد و اون غیر از شما تنها بازمانده نسل انسانها باشه،

اونوقت چکار میکنی؟

توی پست بعدی میام جواب خودمو مینویسم ، الان اگر بنویسم خلاقیت شما کور میشه.



نوشته شده توسط shinkhin در ۰۱ آبان در دستۀ جدی بگیرید, جدی نگیرید

۲۰ پاسخ برای “شما در آنصورت چه میکنید؟”

  1. رضا گفته :

    اولش که خوندم یاد کارتون جیمی نوترون افتادم :grin: ولی به آخرش که رسیدم دیدم چه وحشتناک :sad: نمی خوام /
    بنظرت با یه دختر میشه چیکار کرد ؟ اونم کسی که ازش متنفری ؟ :roll:
    واقعا سخته

    [پاسخ]

  2. جاوید گفته :

    لحظه‌ای که همدیگرو می‌بینمیم، به سمت هم حرکت می‌کنیم.
    بیشتر از ۱۰ متر نمونده به هم برسیم که؛ جسدی در حد متلاشی – که قالبش را حفظ کرده – از نوع ماده وسط ما فرود میاد.
    هر دو یک قدم به خودیه خود از ترس به عقب برمی‌داریم. بعد از چند ثانیه بش نزدیک می‌شیم.
    یک پایش از زانو قطع شده. به صورتش نگاه می‌کنیم.
    - در این بین هنوز هیچ کلمه‌ای بین من و شخص اول رد و بدل نشده -
    صورت را هر دو می‌شناسیم: زهرا رجبی است.
    من و شخص اول بعد از تشخیص چهره به هم نگاه می‌کنیم و نگاهمان در هم قفل می‌شود و چشم‌هامان نیز از تعجب گرد است. در همین لحظه پای قطع شده‌ی جسد مذکور روی سر شخص اول فرود می‌آید و گردنش را می‌شکند.
    در این لحظه پا به فرار گذاشته و بسمت زمین تنیس نزدیک خانه می‌دوم. از دور شی بزرگی در زمین پیداست. سرعتم را کم می‌‎کنم. می‌رسم.
    شی بزرگ یک هواپیماست که تنها ترک کوچکی در یک بالش دیده میشه.
    بله؛ خودش است: Air France Flight 447.
    صدایی می‌شنوم. سریعا پشت یکی از چرخ‌های عقب هواپیما پنهان می‌شوم.
    در هواپیما باز می‌شود و…

    (حالا نوبت شماست. متن را ادامه بدید و خلاقیتتان را رو کنید)
    (و پیشاپیش معذرت خواهی می‌کنم از شین خ؛ چون این خظ این پست رو عوض کرد شاید)

    اوه.شما یک سناریو شبیه لاست نوشتید :)
    من در جا فرار میکنم و میرم تنهائی زندگی میکنم
    کلا بیخیال فاطمه رجبی و هر جا که اشخاصی
    از اون دست رد بشن میشم :)

    [پاسخ]

  3. زندگی سگی - مت گفته :

    راجع به بخش اول که خب اولین کاری که میکنم اینه که هر چی کنسرو و … هست از تو فروشگاه ها بدزدم تا غذام تا مدتی که به شرائط عادت کنم تامین بشه !!! فکر کنم خیلی چنین شرایطی شبیه داستان کوری هستش !!

    راجع به اون خانوم محترم هم همچین چیزی امکان نداره و حتما آدم ازش خوشش میاد چون بهتر از تنهاییه … ولی من ترجیح میدم ازش فرار کنم تا مطمئن شم نسل انسانها ادامه پیدا نمیکنه!!

    منم مخالف ادامه نسل انسانهام

    [پاسخ]

  4. پدرام گفته :

    مثل فیلم
    ۲۸ days later…
    می‌شه. یعنی حالت دیگه‌ای نداره. از اونجایی که دیگه به اون معنی، «اجتماع»ی وجود نداره. فقط یک عامل وجود خواهد داست و اون «میل به بقا»ست.
    همون سناریوی فیلم، یا شاید سناریوی خلقت دوباره تکرار می‌شه.
    حتی اگه از طرف متنفر هم باشی، وقتی کسی نباشه، مجبوری بری طرفش؛ حتی شده برای گیر دادن و مرض ریختن بهش! (این در صورتی بود که «تهدید»ی از جانب موجودات و پدیده‌های دیگه نباشه؛ اگه تهدیدی باشه که به ناچار، از یه حد خطری به بعد، باید متحد شد)

    این فیلم رو وقتی دیدم که خیلی داشتم درباره‌ی زندگی و فلسفه‌ش و … حرف می‌زدم.
    به موقع بود :)
    «میل به بقا» حتی خودش ناخودآگاه دست به کار می‌شه و همه چی رو شکل می‌ده.
    مثل برق اضطراریه! حتی اگه تو حالت عادی، تو مدار نباشه. وقتی شرایط از یه حدی بدتر می‌شه، بدون دعوت وارد می‌شه.

    می‌گم ناخودآگاه و بدون دعوت، چون یه «غریزه»ست.

    اینکه آدم از کسی بدش میاد هم تقریبا همیشه یه حالت نسبی داره.
    شرایط که بد بشه آدم‌ها به همدیگه نزدیک می‌شن. یعنی انگار تو شرایط «نسبتا نرمال» قبلی‌شون بوده که از هم بدشون می‌اومده.
    مثل قهرکردن‌ها و عصبانی شدن‌هامون؛ سر یه چیزاییه. ولی وقتی شرایط عوض می‌شه، می‌تونیم ازش صرف‌نظر کنیم.
    حتی اگه طرف قاتل بابامون باشه!!
    دیگه دنیای خالی از نوع بشر که به اندازه‌ی کافی ویژه هست.

    فکر کنم حق با شما باشه
    طرف اگر صدام حسینم باشه برم طرفش ((:

    [پاسخ]

  5. HoDa گفته :

    من دیوووونه ی تنهائیم!!
    در نتیجه به اون آقاهه می گم برو برای خودت با روش کلونینگ (!) هی تجدید نسل کن!
    با سخاوتمندی بسیار، نیمکره شمالی زمین رو به خودش و اعقابش می بخشم و نیمکره جنوبیش رو واسه خودم برمیدارم!

    از روی سیریه ! اگر زیادی تنها باشی قدر اطرافیانت رو بیشتر میدونی
    اونقوت اون آقاهه هم میگه باشه و سرشو میندازه پائین و میره ((:

    [پاسخ]

  6. شازه گفته :

    سلام
    اونوقت بهش میگم چقدر ازش بدم میاد !! :mrgreen: حتی اگه تنها ترین موجود زنده روی زمین باشه !! :lol:

    سلام
    خوبه شما رک هستید :)

    [پاسخ]

  7. elham گفته :

    سلام شین جونم خوبی خانومی؟ بهتر شدی؟ شوفاژای خونه رو بکنم با پیک برفستم بیاد؟؟؟!!!!!!!! الهی بگردم به جون شین دیشب سگ خواب شدم به امام منم از سرمااصلا نخوابیدم…
    شین…چه قده سینمایی….می دونی چیه، مثل ترمیناتور سه می شه…تو با اون جوون ازدواج می کنی و می ری دنیا رو نجات می دی…مبارکه ایشاللا….!!!!!!!!!!!!!

    سلام گلم
    شوفاژا روشن شد.بخاری هم هست.اگر سرده بیا این
    بخاری ما رو ببر.
    اوم.سینمائی که هست اما میدونی اگر توی اون
    شرایط باشی …
    حالا اگر جوون نبود چی؟

    [پاسخ]

  8. elham گفته :

    شین منم می خوام فروشگاهتون چی کار می تونم بکنم که مفید باشه به حالت؟؟ می خوای آشپزی کنم؟؟!!!! نه جدی بهم بگو…آمادگی خودم رو حتی به صورت حضور فیزیکی اعلام می نمایم…:cool:

    قرررررربونت :*

    [پاسخ]

  9. elham گفته :

    تصحیح: می خوام بیام توی فروشگاهتون….!!!

    [پاسخ]

  10. him گفته :

    دایناسورها هم همینجوری منقرض شدند :smile:

    [پاسخ]

  11. عمو هوشنگ گفته :

    یعنی من و یه دختره تنها باشیم؟
    خوشگل هم باشه؟
    هیچکی جز ما نیس؟
    فقظ من و او ؟ :evil:

    نه.اتفاقا زشت باشه.
    یه طوری زشت باشه که شما بدت بیاد
    اونوقت چکار میکنید؟ دختر خوشگلو که
    مفتی نمیام بزارم تو داستان که !!!

    [پاسخ]

  12. جاوید گفته :

    خب این که این سناریو شبیه لاست شده جای کمی امید است؛ چون بنده فقط ۲ قسمت از سیزن اولش را دیده‌ام و بس.

    [پاسخ]

  13. him گفته :

    برای جلوگیری از تکرار داستان انقراض دایناسورها : میریم که داشته باشیم : Doggy Style Position !
    نه اون قیافه منو میبینه ! نه من اون رو ! :lol: :mrgreen:

    [پاسخ]

  14. عللی گفته :

    من میرم اول ایمیلم رو چک میکنم
    بعد با توجه به اینکه انسان بازم به وجود میاد بعد از یک میلیون سال
    اول طرف رو میکشم چون ازش بدم میاد البته با اره میکشم :evil:
    بعد از چند روز که فهمیدم واقعا کسی تو کره زمین نیست با گذاشتن نشونه‌هایی رو زمین از انسان , خودم رو با انفجار یه بمب اتمی قوی میکشم و کره زمین رو از دست این موجود بد بد بد خلاص میکنم
    چرخه طبیعت خودش بازم آدم به وجود میاره

    [پاسخ]

  15. سعید گفته :

    من اگه حق انتخاب نداشته باشم ومجبور باشم با همان یکنفرزندگی کنم قطعا تنهایی را ترجیح میدم میل بقا هم نابود بشه بهتر چون همه بچه ها خواهر وبرادر میشن

    [پاسخ]

  16. ایلیا گفته :

    اصولا در راستای ادامه نسل انسانها تصمیم به ازدواج میگیریم . اما چون برای ازدواج به دو شعاد عاقل و باقل ! نیازمندیم از این امر مقدس صرف نظر میکنم. به جان خودم فقط به همین دلیل :mrgreen:

    [پاسخ]

  17. ایلیا گفته :

    البته بچه که بودم مامانم در مورد شربت سینه های بد مزه میگفت دماغتو بگیر و بخور ! هیچی نمیفهمی :mrgreen: این دختر بدشکل هم همین جوریه دیگه :twisted:

    [پاسخ]

  18. him گفته :

    یه جکی داشت تو تلویزیون تعریف میکرد ازش میپرسید زنت خوشگله !
    گفت : اوه آره … اوه نه !
    پرسید خب فرقش چیه؟
    گفت : لامپ ! :razz:

    شما هنوز توی همین نوشتهه هستی

    [پاسخ]

  19. مسعود گفته :

    من که باشم ۱۸۰ درجه عوض میشم و ازش خواستگاری می کنم یه عمر با عشق با هم زندگی می کنیم .

    [پاسخ]

  20. امید گفته :

    سلام. منم مثل مسعود. :D

    [پاسخ]

نظرتان را بنویسید


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. برای تایپ انگلیسی Ctrl+g را فشار دهید.