انگار روز اول بود
امروز روز پنجم مهر ماه به روایت تقویم جلالی با حول و قوه الهی سال تحصیلی جدید رو شروع کردیم.احساسم این بود که ترم اول لیسانس هستم.یا ترم اول دبیرستان.خیلی حس خوبی داشتم.باورم نمیشه امروز روز اول همون ترمیه که به خاطر بودنش کلی خودم رو ناراحت کردم.کلی تابستون توی واحد تهران مرکز به مسئولینش رو زدم.که واحدام رو پاس کنم و این ترم دانشگاه رفتنم در کار نباشه.باورم نمیشه.شایدم همه اینها خواست خدا بوده که ترم سیزدهم رو شروع کنم.
کلا یک ترم سیزدهمی مقطع لیسانس متلک خورش ملسه
البته خودمم یه بار وقتی ترم چهار بودم به یه ترم چهارهمی متلک انداختم که بد جوری ناراحت شد و آهش گرفتتم
کلا من در طول کشیدن دوره لیسانس افتخار وبلاگستانم که امیدوارم خدا منو از شما نگیره.کلا این طول کشیدن تحصیل خیلی بهم مزه کرده به طوری که تشویق شدم برم فوق لیسانس شرکت کنم و پنج ترم فوق لیسانس رو در ده ترم بخونم.
از پریروز بارها این صفحه نوشتن نوشته جدید رو باز کردم اما دست به دلم نیومده که بنویسم.این تم رو هم خودم دارم فارسی میکنم و هنوز یک ایراد کوچیک داره.در مورد هاستم هم قبلا گفتم که این آزمایشی هست، وقتی میزان مصرف باند دستم اومد عوضش میکنم.
هر کسی به من لینک داده بگه تا لینکش رو قرار بدم.

۶ مهر ۱۳۸۸ at ۹:۴۴ ق.ظ
من ولی ترم آخر رو اصلاً دوست نداشتم (البته مال من ترم ۹ بود)
تنهایی… بدون اینکه هیچچ کدوم از دوستات باشن.. آدم دلش می گرفت خیلی!
آره.البته من به این وضعیت عادت کردم.اما میدونی ، همون ها هم که دوباره باهاشون
دوست شده بودم، یعنی دوستان دوره اضافه خدمتم هم فارغ شدن رفتن.
شین تنها شین خسته شین آغلادی گدی یادی (درست نوشتم؟)
[پاسخ]
۶ مهر ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۹ ق.ظ
هاست آزمایشی خطرناکه! بازم میخوای پاک شه نوشته هات؟:ی
مبارکه به پای هم پیر شین
پ.ن: بهتر نیست هر وبلاگی که خودت دوست داری بخونی لینک کنی (حتی اگه لینکت نکرده باشن؟)
سلام
خب باید ببینم چقدر پهنای باند لازم دارم خب.نگران نباشید مرتب بک آپ میگیرم.من دیگه آدم شدم
خب من منتخب وبلاگ ها و پست هائی که دوست دارم رو توی گوگل ریدر به اشراک میگذارم دیگه
سلیقه ام مشخصه.البته توی این فکر بودم که اینکارو کنم.البته سر به فلک میزنه اونوقت پیوند هام
[پاسخ]
۶ مهر ۱۳۸۸ at ۹:۴۰ ب.ظ
دوشیزه ی مو طلایی / تو افتخار مایی
:D
ذلیل بمیره پهنای باند حتی !
[پاسخ]