گشتم نبود ، بگرد هست
برنامه ریزی کرده بودم که پول هامو جمع کنم.ریخت و پاش نکنم تا بتونم باهاش چیز هائی که میخوام رو بخرم.دیشب نشستم و چیز هائی رو که میخواستم نوشتم.دیدم من یک kindle میخوام یه ساعت سواچ میخوام یه عینک آفتابی پلیس میخوام و یه گردن بند طلا میخوام.بعد نشستم یکم روی چیز هائی که میخوام فکر کردم.دیدم من با لپتاپم هم میتونم e-book بخونم.ساعت یه مچی زیبا ایتالیائی هم دارم و عینک آفتابی هم دارم. گردنبند طلا هم چند تا دارم.
میدونی ما همیشه آرزوی چیز هائی رو داریم که خودمون یکیشو داریم.آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.خوشبختی تو خونه خودمونه و بیرون دنبالش میگردیم.
همه ما یک گمشده داریم که در موردش اشتباه فکر میکنیم، یک روز فکر میکنیم گمشده ما اون لباسه یک روز فکر میکنیم گمشده ما ماشینه یک روز فکر میکنیم گمشده ما فلان دختر یا پسره.گمشده ما هیچ کدوم از اینها نیست.اینها همه تظاهراتی از اون حس گمشده داشتن ما هست.ما تا زمانی که توی این دنیا هستیم گمشده رو اشتباه میگیریم.به محض اینکه مردیم میفهمیم گمشده ما چی بوده.

۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۶ ق.ظ
سلام. خیلی وقت پیش این طرفا زیاد می اومدم (اسم خودم و وبلاگم آدم برفکی بود! adambarfaki.wordpress.com حالا نمی دونم یادت بیاد یا نه)
الان که آدرس وبلاگتو توی فایرفاکس زدم دیدم وردپرس می گه “صاحب این وبلاگ وبلاگشو حذف کرده”!) فکر کردم س.پ.ا.ه خدای ناکرده تو رو گرفته و مجبورت کرده وبلاگتو حذف کنی!! انقدر غصه مند شدم که نگو :(
تا این که به وبلاگ یه نفر که می دونستم توی “پیوند” های وبلاگ تو آدرس وبلاگش بود سر زدم و فهمیدم آدرس وبلاگت عوض شده. اونم به دلیل بی احتیاطی.
یه راه برای برگردوندن آرشیو وبلاگت بهت پیشنهاد می کنم
سری به این سایت بزن:
http://web.archive.org/collections/web.html
احتمالاً بتونی مطالب وبلاگتو تا حد زیادی برگردونی.
چون این سایت اکثر مطالب موجود در اینترنت به هر زبانی که باشه رو بایگانی می کنه.
امیدوارم موفق بشی.
اگه پیغام خطا داد، اینو بدون که موقتیه و دوباره چند ساعت یا یه روز دیگه امتحان کن. اما اگه گفت هیچ آرشیوی یافت نشد (که خیلی بعید به نظر می رسه) بی خیالش شود.
سلام ادم برفکی
حالت چطوره؟ معلومه که یادم نرفته.اتفاقا دوست داشتم بدونم کجائی
آخه یکهو وبلاگتو پاک کردی و رفتی.
قبلا امتحان کردم.نشده.البته آرشیو توی فید هست.
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۱ ب.ظ
یک نوشته در این باره هلن کلر داره که میگه ما اگر بخواهیم با دقت به جهان نگاه کنیم همه چیز اطرافمون هست و …
اگر پیداش کردم برات می فرستم متناسبه با این پست
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۱:۵۳ ب.ظ
باهات موافقم حالا یه چیز دیگه اینکه گاهی وقتی به ظاهر چیزی مهمتر از داشته های قبلی به دست میاریم تازه می فهمیم که ای دل غافل که داشته های قبلی ارزش بیشتری داشتند!!! مواظب باش آرزوهات باعث نشه که از ارزش داشته هات غافل بشی !!
نشستم فکر کردم دیدم اونها اصلا آرزو نبودن.نباید بهشون فکر میکردم
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ
هان!!!! بعضی وقتا که نه همیشه همین طوره!
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۴:۲۵ ب.ظ
چه بد که web.archive.org برش نمی گردونه و چه خوب که منو یادته. راستش درگیر کنکور (کاردانی به کارشناسی) بودم و هستم. :( بهت گفته بودم که هاست شخصی گرفتم. اما حسش نیست. حتی حس اینو نداشتم که ورد پرس رو روی هاست نصب کنم. از خرداد به بعد انگیزه ام برای زندگی از اونی که بود کمتر هم شده.
این لیسانس چیست که عالم همه دیوانه ی اوست :دی
به نظرم آدم به همه فعالیت هاش برسه کمتر دلزده میشه
و میتونه به راهش ادامه بده.یکم هم بیا وبلاگ بنویس تا
زندگی برات یکنواخت نشه و روحیه داشته باشی درس
بخونی
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۴:۴۶ ب.ظ
میگم منم نشستم نوشتم :
۱٫ یه خونه ۴۰۰ متری میخوام با ۳ تا پارکینگ
۲٫ یه میتسوبیشی لنسر میخوام
۳٫ یه لب تاپ جدید میخوام … ترجیحا مک بوک پرو
۴٫ یه موبایل جدید میخوام ترجیحا سامسونگ i900
5. یه تلویزیون LED میخوام ۴۲ اینچی
۶٫ …
ولی من مشابه اینا رو ندارم خب … میگی چیکار کنم؟
۱-هیییی مدینه گفتی و کردی کبابم
۲- گزینه یک با فلفل بیشتر
۳-اولا که لب نه لپ Lap (یک عدد شین خین ملالغتی :) ) بعدم اینکه من همین لنوو جونمو دوس دارم.البته که
مک بوک هم به چشم برادری خوب چیزی میباشند.
۴- همین ویوتی گلم خوبه.ارزون خریدمش اما خیلی می ارزه.امیدوارم شما زودتر به امنیا برسید.گوشی باحالیه
۵-خوشبختانه من اهل تی وی نیستم.
۶- حل مشکل جوانان به صورت تضمینی: ازدواج :mrgreen:
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۵:۲۷ ب.ظ
با عمو هوشنگ موافقم :) منم یه سری از اون وسایل لازم دارم البته بجای میتسوبیشی بی ام وی رو ترجیح میدم و به جای سامسونگ , آیفون اپل برام بهتره :D
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۵:۳۰ ب.ظ
بیاییم یاد بگیریم چیزهای جاودانه بخواهیم. چیزهایی مثل سلامتی، مثل عشق، مثل دوستان خوب، مثل سایه پدر مادر. اگه این چیزا رو از خدا بخواهیم، هیچ وقت از خواستنشون پشیمون نمی شیم.
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۵:۳۶ ب.ظ
راست گفتیها ! دارم چیزی رو که میگی تجربه میکنم . فقط حیف که چند سالی از عمرم رو برای پیدا کردنش هدر دارم . ولی مهم نیست . این مهمه که الان راهم رو پیدا کردم . (گل)
[پاسخ]
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ at ۸:۵۷ ب.ظ
چه نوشته فیلسوفناکی . خوشمان آمد
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۴:۰۲ ق.ظ
تنوع ولی خوبه بعد یه مدت یه چیزایی رو عوض کرد
حالا که همه درخواست هاشون رو گفتن منم پولهام جمع شه اول از همه چشمم رو لیزیک میکنم ;)
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۶:۱۴ ق.ظ
یعنی خدا اینقدر نامرده؟!
آخه نمی تونه باشه!
تا کی دور خودمون بچرخیم به خیال اینکه داریم دنبال هدفمون می ریم؟
پس بالاخره هدف این آدم بودن چیه؟!
خاک بر سرمون! ترجیح می دادم یه پادری باشم، تا یه آدم! اقلاً منت سرمون نبود که اشرف مخلوقاتیم!
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۹ ب.ظ
نیاز های کوتاه مدت درانسان انگیزه ایجاد میکنه برای تلاش بیشتر مثل سفر وطلا وماشین و… ولی نه در حد افراط. از۲۲خرداد به بعد آرزوی منهم تغییر کرده مثل خیلی از ایرانهای دیگر که روز قدس حضور داشتند .سبز باشی.
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ب.ظ
بعد از چند مطلب ، این مطلب به دل نشست ! ای ول .
—
هوشنگ خان ، امری ، فرمایشی دیگه ای باشه در خدمتم . :D
—
خوشمزه شد .
چاکریم .
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۱:۵۵ ب.ظ
این بهترین پستت در دهه اخیر بود!
منم دو روز قبل رفتم یه کامپیوتر دستکتاپ خریدم !
فرداش رفتم پسش دادم ! دیدم دوتا لپ تاپ دارم که اصلا سرعت یکیشون از این جدیده هم بیشتره !
کلا وقتی دلتنگ میشم حس میکنم باید پول خرج کنم تا حالم خوب بشه ظاهری چند ساعته
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۲:۰۱ ب.ظ
منم یه این نتیجه رسیدم جدیدن راست می گی اسم من تو دوستان چرا نیست رئیس ؟
[پاسخ]
۲۸ شهریور ۱۳۸۸ at ۸:۲۸ ب.ظ
ایول . لنوو داری . آفرین . لنوو برازنده مهندس کامپیوتره! البته امیدوارم Thinkpad باشه نه idea pad . اصلا هرکی مهندس کامپیوتره و لپ تاپش غیر از ibm باشه خره! اگه سونی داشته باشه که دیگه خیلی خره!
البته شما که گفتید که غیر از اپل همه مارک ها خزن که :دی
[پاسخ]
۲۹ شهریور ۱۳۸۸ at ۲:۵۳ ق.ظ
گفتم سونی و توشیبا و ….
پستهام هست! سندش هم موجوده !
لوووول!
[پاسخ]
۲۹ شهریور ۱۳۸۸ at ۸:۲۳ ق.ظ
خیلی قشنگ بود
منم اینجوریم
دنبال چیزایی هستم که دارم
[پاسخ]
۲۹ شهریور ۱۳۸۸ at ۶:۴۴ ب.ظ
این Kindleکه گفتی خیلی وسوسه کنندهاست. اما هشدار:
بنظر روز بروز مایوستر میشی. آرزوهات رو دنبال کن. اگر پدران ما دنبال یک خانه قشنگتر نبودند ما هیچ وقت از غارها بیرون نمیومدیم. هرچند که تو غار هم میشد زندگی کرد.
l مایوس که نه اما همه چیز برام تکراری شده
[پاسخ]
۲۹ شهریور ۱۳۸۸ at ۶:۴۵ ب.ظ
برای برادرت دعا میکنم:)
[پاسخ]